فهرست مطالب
Toggleسالها بعد از ظهور فناوری بلاکچین، کمپانیهای زیادی بر اساس این تکنولوژی به وجود آمدند که به آنها «سازمان مستقل غیرمتمرکز» یا به اصطلاح (DAO) گفته میشود. پلتفرم DAO شبیه یک شرکت است که بصورت فیزیکی خدماتی ارائه نمیدهد و مدیران، سهامداران و اعضا با توجه به قوانینی که در کد برنامه نوشته شده است میتوانند در مورد فعالیت آن سازمان تصمیمات خود را تصویب و یا رد کنند.
در این مقاله قرار است در رابطه با DAOها، ارتباط آنها با برنامههای غیرمتمرکز و تاریخچه آنها توضیحات مختصری را برای شما ارائه کنیم، مثلا بدانیم که DAOها دارای چند نوع هستند و مزایا و معایبشان چیست؟ و اطلاعات بیشتری در مورد سازمانهای مستقل غیرمتمرکز به دست بیاوریم.
سازمان مستقل غیرمتمرکز (DAO) چیست؟
دستگاه فروش خودکاری را در نظر بگیرید که نه تنها از شما پول گرفته و یک نوشابه تحویل میدهد، بلکه میتواند از این پول برای سفارشات بعدی شما نیز استفاده کند و به هیچ مدیریت دستی نیاز ندارد.
همه این اتفاقات، با کدهای برنامهنویسی، از پیش نوشته شده اتفاق میافتد. این مثال تقریبا به ما نشان میدهد که یک سازمان مستقل غیرمتمرکز (DAO)، چطور کار میکنند.
درست وقتی که ارزدیجیتال بیت کوین در تراکنشهای مالی واسطه ها را حذف میکرد، ایده چنین مدل مدیریتی در دنیای ارزهای دیجیتال زبان زد شد. سازمان خودگردان غیرمتمرکز، ایجاد یک شرکت یا سازمان را هدف خود قرار داد و به همین خاطر قادر است بدون نظام مدیریت سلسلهمراتبی، به صورت خوکار عمل کند.
نحوه عملکرد سازمان مستقل غیرمتمرکز (DAO)
در واقع ارزدیجیتال بیت کوین اولین سازمان خودگردان غیرمتمرکز کاربردی بود و مجموعهای از قوانین و توابع خودمختار کدنویسی شده با پروتکل اجماع توزیع شده آن را هدایت میکردند. پس از آن، قراردادهای هوشمند بر روی بلاکچین اتریوم به وجود آمدند و DAO به صورت رسمی و به شکل عمومی آن مطرح شد.
بیشتر بدانیم: مخترع بیت کوین کیست؟ همه چیز درباره ساتوشصرافی ارز دیجیتال چیست؟ تفاوت های صرافی متمرکز و غیر متمرکز
داستان سازمانی به نام DAO
یک استارتاپ آلمانی به اسم Slock.it، قفلهای هوشمندی داشت که مردم را قادر میساخت دارایی خود را در نسخه غیرمتمرکز ایربی ان بی به اشتراک بگذارند. این استارتاپ، سازمانی به نام DAO در ماه می ۲۰۱۶ به وجود آورد. وقتی به مرحله فروش توکن رسید، این پروژه تبدیل به موفقترین کمپین جمعآوری سرمایه اولیه دنیا شد و توانست ۱۵۰ میلیون دلار جذب کند.
کد پایه DAO، عالی نبود؛ ضمن اینکه متن باز بوده و برای همه قابل رویت بود. در ۱۷ ژوئن، یک هکر ناشناس و یا گروهی از هکرها، باگی در سیستم پیدا کرده و شروع به جمعآوری پول از DAO و انتقال آن به یک DAO کپی کردند. پیش از اینکه جلوی او گرفته شود، ۵۰ میلیون دلار اتر دزدیده شد.
با وجود اینکه تنها یک باگ در کد موجب این از دست رفتن سرمایه شد، شهرت اتریوم و مفهوم DAO زیر سوال رفت و بلاک چین اتریوم با یک هاردفورک به دو زنجیره تقسیم شد. اگر قبل از اجرا، کد آزمایش شده بود، هیچ یک از این اتفاقات رخ نمیداد. شاید این هک نقطه عطفی برای توسعه سازمانهای مستقل غیرمتمرکز باشد که نقاط ضعف آنها را آشکار ساخته و به ادامه این مسیر کمک میکند.
DApp یا برنامه غیرمتمرکز چیست؟
DApp (مخفف Decentralized Application) یک برنامهی کاربردی غیرمتمرکز است که روی پایگاه داده از نوع بلاک چین ساخته شده و توسط قراردادهای هوشمند اجرا و مدیریت میشود. یک DApp میتواند تمام قابلیتهای فناوری بلاک چین مثل شفافیت، حذف واسطهها، امنیت و اجرای اتوماتیک را به کاربر ارائه دهد. در حقیقت هدف برنامهی غیرمتمرکز این است که ارتباط مستقیمی بین کاربر و خدمات ایجاد کند و اجازهی مدیریت تمام اطلاعات به اشتراک گذاشتهشده به کاربر داده شود.
DAOها در حقیقت نوع خاصی از Dappها هستند و سیستم مدیریتی و رأیگیری مخصوص به خود را دارند و تاکنون بیشتر آنها روی بلاک چین اتریوم پیادهسازی شدهاند. البته Dappها انواع دیگری نیز دارند مثل برنامههای مدیریت مالی و یا برنامههایی مثل بیمه، خیریه، مستغلات که به طور غیر مستقیم با پول در ارتباطند.
مزایا و معایب سازمان خودکار غیرمتمرکز
بی تردید یک سازمان خودکار غیرمتمرکز جذاب است. این پدیده سعی میکند تمامی مشکلات مربوط به سازمانهای مدرن امروزی را برطرف کند. یک DAO ساختاریافته، به هر سرمایهگذار فرصت تشکیل یک سازمان را میدهد. هیچ ساختار سلسله مراتبی وجود ندارد و هر ایده نوآورانهای میتواند توسط هر فردی مطرح شده و توسط کل اعضای سازمان، مورد بررسی قرار میگیرد. مجموعهای از قوانین از پیش نوشته شده که هر سرمایهگذاری باید آنها را بداند. از آنجایی که ارائه هر پیشنهاد و رای دادن به آنها هزینه دارد، سرمایهگذاران مجبور میشوند تصمیمات خود را ارزیابی کرده و زمان خود را برای تصمیمات غیرضروری هدر ندهند. تمامی تراکنشهای مالی در بلاک چین ثبت میشوند و برای همگان قابل رویت بوده چراکه سازمانهای خودکار غیرمتمرکز کاملا شفاف هستند. ایده و تصمیمات هر فرد میتواند در تصمیمگیری راجع به اینکه چگونه سرمایه خرج شود و پیگیری خرج شدن آن تاثیر بگذارد.
سازمانهای مستقل غیرمتمرکز هم مثل تمامی پروژههای مربوط به دنیای ارزهای دیجیتال، جدید هستند و به طبع هر چیز جدیدی توجه کلاهبرداران را برای پیدا کردن نقاط ضعف سیستم و سوء استفاده از آنها، جلب میکند. به عنوان مثال وبسایت گزارش فناوری دانشگاه ماساچوست (MIT Technology Review)، اعلام کرده که در مسالههای مهم مالی، اعتماد کردن به این نوع سازمانها اشتباه بوده و بازگشت سرمایه ندارد و دنیا باید این مفهوم نوپا را برای موفقیت در هر نوع پروژه مبتنی بر DAO در هر مقیاسی تغییر دهد.
مشکل مهمی که پس از رویداد هک دائو کشف شد، امنیت این سیستم بود. در حقیقت زمانی که حمله صورت میگیرد، کاربران و سرمایهگذاران شاهد خروج سرمایه از سازمان هستند اما هیچ کاری نمیتوانند انجام دهند. هکرها هم به ظاهر تمامی قوانین را رعایت میکنند. البته این حملهها در صورت نبود باگ در کدها، اتفاق نخواهد افتاد.
برای استارتاپهایی که با عنوان DAO میخواهند کسبوکاری را خارج از شبکه بلاکچین ایجاد کنند و در عین حال با دنیای فیزیکی و امکانات مالی ارتباط داشته باشند، بایستی یک چهارچوب قانونی وجود داشته باشد. عدم اعتماد چالشی است که بر تمام دنیای ارزهای دیجیتال سایه افکنده است و راه حلهای متنوعی برای آن روز به روز ارائه میشود.
چند نمونه سازمان مستقل غیرمتمرکز
اساسا هر سازمان خودکاری با حاکمیتی غیرمتمرکز و سیستم بودجهبندی به خصوص در فاز سرمایهپذیری جمعی اولیه میتواند یک DAO نامیده شود. در زیر چند مثال از این سازمانها را برای شما آوردهایم:
دش (Dash)
یک ارزدیجیتال همتا به همتا و متن باز است که پرداختهای فوری و تراکنشهای خصوصی را انجام میدهد.
دیجیکس گلوبال (Digix Global)
استاندارد طلا در داراییهای دیجیتال همتا به همتا میباشد. هر توکن Digix Global، معادل یک گرم طلای استاندارد LMBA است.
بیتشیر (BitShares)
یک صرافی غیرمتمرکز ارزهای دیجیتال بوده و یک پلتفرم ترید سریع و آسان است که ترکیبی از آزادی گرایی ارزهای دیجیتال و ثبات دلار را در خود دارد.
سخن پایانی
سازمانهای مستقل غیرمتمرکز در حقیقت پروژههایی در دنیای کریپتو هستند و با هدف تغییر در سیستم مدیریت سنتی سازمانها ایجاد شدهاند. یک DAO همانند یک ارزدیجیتال به اجبار باید روی یک بستر غیرمتمرکز مثل بلاک چین پیادهسازی شود تا بتواند به اهداف خود که همان حذف قدرت مرکزی، شفافیت تمام فرایندها و حق اظهار نظر و مشارکت در مدیریت امور است، دست یابد.
علیرغم داشتن یک هدف ارزشمند، پیادهسازی فنی یک پلتفرم DAO پیچیدگیهای برنامهنویسی زیادی دارد و از آنجایی که بیشتر پای مسائل مالی در میان است، کوچکترین مشکل در کد برنامه، منجر به اتفاقات جبرانناپذیری خواهد شد.
مهمترین مرحله برای سرمایهگذاری در یک DAO، مطالعه و کسب دانش از هدف و فناوری استفاده شده در آن است. هر چه نسبت به فناوری بلاک چین و قراردادهای هوشمند و در کل دنیای کریپتو اطلاعات بیشتری به دست آوریم، بهتر میتوانیم در مورد آیندهی پروژهها و در نتیجه سرمایهگذاری در آنها تصمیمگیری کنیم.